آخرین پست در باره ی قمه زنی!
امروز وقتی جوابیه ی جناب آقای عبدالحسین را خواندم بسیار خوشوقت شدم که بالاخره کسی پیدا شد که آنچه در درون دارد را بیرون ریخته و بدون دست یازیدن به مسائل مختلفی از قبیل طرفداری از نظام و ... خیلی واضح و روشن صحبت کرده اند. به دلیل طولانی شدن مطلب از آوردن تمامی جواب های ایشان در این پست خودداری می کنم و تنها به برخی از شبهات ایشان پاسخ داده و از آنجا که اطاله ی این بحث ذهن بنده را از ادامه ی بحث آسیب شناسی هیئات مذهبی باز می دارد، به همین بسنده کرده و خوانندگان گرامی را در پذیرش یا رد گفته هایمان (مخالفین و طرفداران قمه زنی) مخیّر می گذارم. بنابراین جدا این آخرین پست من در این باره خواهد بود و قصد جواب گفتن به مطالبی که پیرامون آن گذاشته می شود ندارم.
این برادر گرامی که عصبانیت از سراسر متن شان می بارد( چه آن قسمتی که در وبلاگ 1 شیعه برای من کامنت گذاشته اند و چه این قسمتی که در همین وبلاگ است) تازه مدعی هستند که مخالفین قمه زنی به دیگران ناسزا می گویند. البته ایشان باید بدانند که این منم که در حال صحبت با موافقین بوده ام و بارها تاکید کرده ام که نه به کسی توهین می کنم و نه توهین کسی را تایید می کنم ولی این بزرگوار با عباراتی مانند: (مخالفین قمه زنی)عقلشان کار نمیکند/ این کافر که فرقش با مخالفین قمه زنی در نداشتن تعصب است(یعنی مخالفین قمه زنی هم کافر هستند آن هم از نوع متعصبش!!!)/ مخالفین قمه زنی هنوز فرق بین وهن و تمسخر را هم نمیدانند/اگر دلایل موافقین قمه زنی را ضعیف میدانید سر سوزنی در مغرض بودن خود شک نکنید/کتاب مزخرف پر از دروغ قمه زنی سنت یا بدعت/تنها کسی میتواند این کتاب را وزین بداند که از علم بی بهره باشد و ... حسابی از خجالت بنده در آمده اند.
این هم نوع جدیدی از محاجه است که طرف مقابل را مجبور می کند که نظر ایشان را بپذیرد وگرنه مغرض است!!.
این برادر در برابر مطلبی که نوشته ام؛ وجه مشترک فتاوای علمایی که جواز به قمه زنی داده اند این است که هیچ کدام مطلقا آن را تایید نکرده و مقید به قیودی مانند: عدم اضرار به نفس، عرف بودن در جامعه و ... کرده اند و این حرف بسیار دارد، جواب داده اند که تمام اعمال واجب و مستحب می توانند مقید به قیودی باشند آیا در آن ها هم صحبت بسیار است؟ البته بعید می دانم ایشان منظور من را نفهمیده باشند که منظور من از مقید بودن، صرف مقید بودن نبوده بلکه محقق شدن آن قیودی است که در فتاوا آمده و در آن زمینه صحبت بسیار است نه در مقید بودن فتوا.
در جواب آن بخش از مقاله من که گفته بودم:«آیا تا به حال، فیلم ها و تصاویری که از این عمل در بین بلاد کفر و مسلمین غیر شیعه پخش شده و توضیحات و زیرنویس های آن ها را که در رد افکار حقه ی شیعیان است را به محضر ایشان(مراجع عظام) نشان داده اند؟ آیا تا به حال به ایشان گفته اند که چه تعداد از انسان ها با دیدن این صحنه ها نسبت به شیعه منزجر شده اند؟» آورده اند: « به مصاحبه دکتر مسیحی،جناب بولس حلو با مجله کویتی المنبر اگر رجوع کنید،خواهید دید که این کافر که فرقش با مخالفین قمه زنی در نداشتن تعصب است،خودش میگوید که این حرفها(همین حرفهایی که شما و امثال شما درباره وهن و....میزنید!)تنها بین خودتان است!(و در خارج ازین خبرها نیست).»
حقیقت مطلب این است که من نمی خواستم بحث به اینجا بکشد و اینک که مجبور می شوم ذره ای از اتهامات واهی دشمنان علیه شیعیان را که با مستمسک قرار دادن قمه زنی وارد کرده اند، اینجا بنویسم، بسیار متاسفم ولی برای استحضار شما گرامیان و با عذرخواهی از جمیع شیعیان و بالاتر و والاتر از همه حضرت صاحب الامر(عج) گوشه ای از آن ها را در این پست قرار می دهم تا شما قضاوت کنید که آن کافر غیر متعصب درست می گوید یا من (به زعم آقای عبدالحسین) کافر متعصب.
و البته کافی است که شما نام شیعه را چه به فارسی و چه به انگلیسی در قسمت تصاویر گوگل جستجو کنید تا متوجه این مسئله بشوید. و باز هم کافی است که شما خودتان را به جای فردی بگذارید که می خواهد از طریق اینترنت در خصوص این مذهب تحقیق کند. با دیدن این تصاویر چه حالی به شما دست می دهد؟!




البته این تصاویر گوشه ای از هزاران صفحه تصویر اینترنتی و هزاران دقیقه فیلمی است که از شبکه ی اینترنت و شبکه های ماهواره ای پخش می شود.
همچنین من در نوشته ی پیشین مستند به فرمایشات آیت الله بهجت، نوشته بودم که آیت الله آسید ابولحسن اصفهانی حکم بر حرمت این عمل داده بودند. ولی ایشان این بار آیت الله بهجت را نشانه رفته و نوشته اند: «مسلم است که شهادت این همه مرجع بزرگوار که همه ایشان از معاصرین مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و از اصحاب خاص یا تلامذه ایشان بوده اند،بر گفته یک نفر که در تمام عمرش تنها چهار سال(1352-1356 ه ق)در نجف بوده و به احتمال قریب به یقین این حرف را نیز از روی تقیه زده است برتری دارد.انتظار نداشته باشید مومنین کلام شخصی را که بیست سال در محضر سید ابوالحسن بوده و عضو شورای استفتای ایشان بوده و با چشمان خود از زبان ایشان فتوا را شنیده است و نظر چندین نفر معتبر و ثقه دیگر را رها کنند و به حرف یک نفر ]منظور آیت الله بهجت است[ با آن شرایط تمسک نمایند.»
از کجا معلوم علمای دیگر تقیه نکرده باشند؟! ظاهرا از نظر این برادر بزگوار چهار سال حضور در محضر کسی، زمان کافی ای برای پی بردن به فتوای ایشان نیست. به سایت تطبیر که مراجعه کردم دیدم با این لحن که مخالفین قمه زنی به علمای درگذشته که دیگر در قید حیات نیستند و قدرت دفاع از خود ندارند متوسل می شوند، آنان را کوبیده و برای اثبات ادعای خود باز هم به علمای متوفای دیگری متوسل شده است. حال آن که عالم جلیل القدری مانند آیت الله بهجت را این چنین می کوبند. در این جا ایشان گفته است معاصرین مرحوم سید ابولحسن اصفهانی را به ایشان که تنها چهار سال از عمرشان را در نجف بوده اند، ترجیح می دهد. بعد می گوید ایشان تقیه کرده است!! خوب است که این برادری که ظاهرا اهل علم است برای من بی سواد توضیح دهد که تقیه یعنی چه؟ تقیه یعنی این که نظر شما را در موردی بپرسند و بعد شما نظر استادتان را وارونه اعلام کنید؟!!! البته ایشان لطفشان را در همین جا نسبت به آیت الله بهجت تمام نمی کنند و در جای دیگری عنوان کرده اند که ایشان اشتباه می کنند! بعد برای اثبات حرف آقای احمدی اصفهانی، نسبت فراموشی به آیت الله بهجت داده اند و ...
بنده علی رغم این که به لحاظ شرعی تنها مقلد یک تن از مراجع هستم و البته نسبت به مواضع برخی دیگر از مراجع هم انتقاداتی دارم، ولی هیچ گاه به خود اجازه جسارت یا سبک نام بردن از ایشان را نداده ام. اما عمق معرفت این برادر در اینجا معلوم می شود که امام خمینی را که دشمنان نیز حداقل به او آیت الله خمینی می گویند، «آقای خمینی» خطاب کرده و مقام معظم رهبری را «خامنه ای» خطاب می کند. البته این هر دو هیچ گاه ذره ای از بزرگواری ایشان نمی کاهد، اما شما را به خدا نگاه کنید که برادری که احتمالا چند صباحی در حوزه درس خوانده، آنچنان دچار خود بزرگ بینی شده است که اینچنین سعی می کند امام را که سیاست استعمار جهانی را به چالش کشید و پس از سال ها ابهت استعمارگران جهانی را شکست و نام مبارک اسلام را در سراسر گیتی بر سر زبان ها انداخت، سبک کرده و خلف صالح او را که کشتی انقلاب و تنها نظام شیعی بعد از مولای متقیان امیرمومنان را رهبری کرده و از بحران های خانمانسوزی که دول شرق و غرب برای فروپاشی این نظام افروخته اند، عبور داده است، اینچنین خطاب کرده و عقده خالی می کند.
و اما این که ایشان گفته اند امام یک نهی ساده کردند!! نیز از آن حرفهاست که باید گفت خواننده باید عاقل باشد. این فتوای امام در مورد قمه زنی است:
بسمه تعالی- در وضع موجود قمه نزنند و شبیه خوانی اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد مانع ندارد اگر چه روضه خوانی بهتر است و ...
حضرت امام (رضوان الله علیه) در خصوص نقش زمان و مکان در اجتهاد می فرمایند: «زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند. بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد... آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست ها و حتی سیاسیون و فرمول های دیکته شده آنان ... از ویژگی های یک مجتهد جامع است.» (صحیفه نور،ج21، ص98)
و اما برای آشنایی بیشتر خوانندگان محترم با کتابی که این برادر مودب آن را به لفظ «کتاب مزخرف پر از دروغ قمه زنی سنت یا بدعت» معرفی کرده و هیچ دلیلی بر این افترای بزرگ خویش نیاورده اند، فهرست استدلالات آن کتاب را می آورم تا اگر خواستید آن را تهیه کرده و مطالعه کنید و محتوای آن را با این لفظ مودبانه ی برادرمان مقایسه فرمایید. در این کتاب دلایل قمه زنان مبنی بر داستان سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س)، قمه زنی نوعی عزاداری است، قمه زنی همدردی با امام حسین است، قمه زنی احیای امر مذهب است و ... بررسی و پاسخ داده شده و از سوی دیگر دلایلی برای بدعت بودن قمه زنی، وهن و تضعیف مذهب توسط این کار، تبعات بهداشتی و روانی قمه زنی و ... ذکر گردیده است. ضمنا سابقه ی حرمت قمه زنی از زبان مراجع متقدم و متاخر از جمله: علامه سید محسن امین، آیت الله سیدابولحسن اصفهانی، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت الله بروجردی، علامه محمد جواد مغنیه، شهید مطهری، شهید هاشمی نژاد، شهید حکیم، آیت الله خویی، آیت الله کاشف الغطاء، آیت الله سید محسن حکیم، شهید محمد باقر صدر و ... آورده شده است.
بحث را به درازا نکشم و فقط به یک مورد دیگر اشاره کنم که ایشان گفته ی من در خصوص پخش شبانه ی کتابی به طرفداری از قمه زنی در محرم گذشته در خانه های قم را تکذیب کرده و گفته این کتاب تهیه شده ولی پخش نشد، باید خدمتشان عرض کنم که اخوی دم خروس را باید باور کنیم یا قسم حضرت عباس را، این کتاب در خانه ی ما افتاده بود و همینک هم نزد من است. این ژست ها هم دیگر قدیمی شده که بی مدرک و دلیل و هر جا کم می آوریم، نظام را متهم می کنیم به دستگیری و زندان و شکنجه و شلاق و ... این ادعاها اینقدر مضحک شده که دیگر رادیوهای بیگانه هم کمتر به آن ها می پردازند. من مثل شما بی دلیل منکر دستگیری دوستان شما نمی شوم ولی باید دید چه جرمی مرتکب شده بودند که دستگیر شدند. بد نیست خاطره ای تقدیم کنم که کسی را در قم گرفته بودند، اطرافیانش می گفتند به یکی از نهادهای نظام فحش داده، دادگاه انقلاب او را دستگیر کرده، ما هر چه گفتیم این طور نیست، در این مملکت به رهبرش هم جسارت می کنند کسی به کسی نیست، حالا با فحش به یک نهاد دستگیر کنند! اما آن ها به هیچ وجه کوتاه نمی آمدند و روی حرفشان تاکید داشتند. تا این که با پیگیری ای که کردیم مشخص شد، آقا در امر خطیر و مقدس جابجایی مواد مخدر تلاش می کرده و گرفتار شده، حالا به خاطر جلوگیری از آبروریزی دست به ساختن چنین دروغی کرده بودند. اگر چه بنده خدای نکرده قصد بستن اتهام مشابهی به دوستان شما ندارم، اما برادر جان تویی که همه را متهم می کنی به حرف های غیر مستند و بی ریشه، شما دیگر چرا؟!!
نکته ی آخرین هم این که بعضی شبهه کرده اند که طبق فرموده ی قرآن اگر بخواهید یهود و نصاری (دشمنان اسلام) از شما راضی شوند این اتفاق رخ نخواهد داد مگر این که از ایشان پیروی کنید. بنابراین ما نباید به خاطر رضایت آن ها این عمل را ترک کنیم. در جواب این شبهه نیز باید گفت که کسی برای رضایت دشمنان از این کار نهی نمی کند، بلکه این کار در بین افراد غیر شیعی نسبت به شیعیان ایجاد نفرت می کند و مانع گسترش روز افزون این مذهب حقه خواهد شد. اتفاقا این همان خواسته ی دشمنان است که ما با تشدید این گونه اعمال راه برای ورود جویندگان حقیقت مسدود کنیم.
در پایان از خداوند متعال می خواهم که به همه ی ما بصیرت در دین و زمان شناسی عطا بفرماید. ان شاءالله.
به پاتوق دست نوشته های من خوش آمدید.